تبليغاتX
یادداشت های میثم رشیدی مهرآبادی
خواهر وظیفه خواه (امتطا) در مورد پست قبلیم نوشت:

الف.چند وقت دیگه بعد از المپیا این اتفاقها می افتد:
1.واسه هر ایرانی و جهان سومی که مدال بیاره یا استعدادش شناخته بشه دعوت نامه میفرستند...
2.دولت هم به عنوان هدیه از سربازی معافشون میکنه...
3.اکثر قریب بالاتفاق این آدمها بورس میگیرند و چون مشکل سربازی هم ندارن راحتتر میرنن...
4.اکثرشون هیچوقت برنمیگردند...
5. ممکنه که نه بعید نیست توی هزارتا فعالیت پژوهشی بی آنکه بدونند طراح هزارتا اسلحه و رادار و.... بشن وعلمشون بشه اسباب استعمار و عامل مرگ هزارتا بچه فلسطینی...
6.درصد ناچیزسی هم شاید احیانا"برگردند ...
پس وقتی که المپیاد یعنی شناسایی استعدادهای جهان سوم واسه ارسال به امریکا و... چرا به خاطرش اینقدر هزینه میکنیم و هورا میکشیم و ذوق میکنیم؟؟؟؟
واقعا" جواب میخواهم... یا مسئولین نمیدونند که این خودش جرمه... یا میدونند و میکنند که این حماقته... یا من اشتباه میکنم که استدعا میکنم یکی به من جواب بده...

در جوابش باید بگم:

هرچی فکر کردم جوابی پیدا نکردم. به راستی آیا مسئولین ما در مورد برگزاری المپیاد جهانی فیزیک مجرمند؟! آیا با برپا کردن المپیادهای علمی که به تعدیل فضای متشنج سیاسی و ضد ایرانی کمک می کنه، موجبات فرار و دزدیده شدن مغزها رو فراهم می کنن؟! آیا مغزهایی که می روند و دیگه برنمی گردن، مغزهای کسانی هستند که گل ایران رو لگد می کنند و برای ایرانی بی خانمان خانه می سازند؟! آیا اگر به راستی مغز متفکری باشند و برای ایران دلسوز، می تونن برنگردند؟! و آیا...

اگه شما جوابی پیدا کردید، از من دریغ نکنید...

باقی بقایتان...

+ نگاشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 23:8 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

چند دقیقه به شروع مراسم آغازین سی و هشتمین المپیاد جهانی فیزیک بیشتر باقی نمونده که در لابی سالن افتتاحیه، یه خط اینترنت پر سرعت خودنمایی می کنه!!!

اولین کاری که به ذهنم می رسه اینه که آخرین رویدادها رو براتون مخابره کنم، اما علی الحساب لشکر خبرنگاران اومدن و امکان این کار وجود نداره!

فقط به دوستانی که سفارش سوغاتی دادند بگم که بعد از دو روز هنوز داخل اصفهان نرفتیم و همه اش در دانشگاه صنعتی بودیم... از ولکام پارتی (مهمانی خوش آمد) دیشب براتون گزارش جالبی تهیه کردم که به محض ورود به تهران تقدیمتون می کنم.  

+ نگاشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 8:38 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

المپیاد، اصفهان، جهان

تا لحظاتی دیگه، چند روزی برای برگزاری المپیاد جهانی فیزیک در اصفهان از خدمت دوستان مرخص می شم... قول می دم تو میدون نقش جهان یاد همه تون باشم...

علی الحساب هرکی سوغاتی می خواد کامنت بذاره و نوعش رو مشخص کنه تا براش بخرم...

هم برای من دعا کنید، هم برای دست اندرکاران المپیاد تا ان شاالله با خوبی و موفقیت برگزار بشه... آخرین اخبار حکایت از این داره آمریکا که این رویداد علمی رو تحریم کرده بود، دلش نیومده از قافله عقب بمونه و خودشو مثل برق رسونده به اصفهان... منتظر حاشیه های این رویداد بزرگ علمی باشید... برمی گردم! 

+ نگاشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 14:43 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

براي "همسخن" م

اگر یکی از دوستان ویژه تون بدون خداحافظی و خبر، راهی زیارت خانه خدا بشه و بعد شما از سایر دوستان مشترک با خبر بشید، چه حالی بهتون دست میده؟!

الف/کمی تا قسمتی دلخور می شید و براش آرزوی موفقیت می کنید.

ب/به ناراحتي تون غلبه مي كنيد و خودتونو می زنید به بی خیالی.

ج/پا روی نفستون می ذارید و براش یه مسيج ميفرستيد.

د/موارد الف و ب و ج صحيح است.

پي نوشت:

- براي "همسخن" عزيز در زيارت خانه خدا و مدينه الرسول آرزوي موفقيت ميكنم و اميدوارم كه من و شما رو از دعاي خير فراموش نكنه... 

- تازه فهميدم اين دفعه ي سوم سفر همسخن به سرزمين حجازه...

- منابع خبري از بيان هرگونه اطلاعات بيشتر در اين مورد خودداري كردند!!!   

+ نگاشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 10:11 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

سلام بر بانوی دو عالم...

میلاد مبارک

+ نگاشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 19:4 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

پشت يه كاميون نوشته بود:

دوستي يه اتفاقه ولي جدايي يه قانونه...

و من هميشه دوست داشتم قانون‌هاي {...} رو بشكنم اما...

+ نگاشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 19:4 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

خودش گفت:

در آغاز محبت گر پشيماني بگو با من

كه من هم دل ز مهرت بركنم تا فرصتي دارم...

چندي نگذشته بود كه پشيمان شد ولي فرصتي هم برايش نمانده بود!...

+ نگاشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 16:17 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

حتی هوای خنک و بهاری جنگلهای شمال هم حالمو خوب نکرد...

برام دعا کنید...

اصلا دل و دماغ نوشتن برام نمونده...

از همتون عذر میخوام...  

+ نگاشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 18:11 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |