هنوز هم کله شقم و بی عدالتی را برنمی تابم!
از برنا هم رفتم...

به رغم کم لطفی برخی مدعیان اصولگرایی از شبکه خبری برنا رفتم ولی به کوری چشم دشمنان، همچنان حامی دولت نهم و دهم خواهم بود...
برای همه دوستانی که در این مدت، فضای برنا را از خانه ام دلپذیرتر کرده بودند آرزوی توفیق دارم و امیدوارم باز هم در این دنیای کوچک، بتونم همکارشون بشم. خصوصا بروبچه های مهربون سرویس فرهنگی وهنری...
به زودی از برنا بیشتر خواهم نوشت...البته از خوبیهای برنای قدیم!
+
نگاشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 10:52 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی
|
یکی از بروبچه های اصولگرا در مطلبی در وبلاگ خود به انتقاد از جشنواره مطبوعات پرداخته است. اصولگرای دیگری که از کارکنان یکی از زیرشاخه های وزارت ارشاد است هم برایش کامنت گذاشته و مدیر سایت هم جوابش را داده... خود تحویل گیری مفرط این دوستان به اضافه غلظت اصولگرایی شان آنقدر جالب هست که یک پست وبلاگ من را به خودش اختصاص دهد.

گاهی بساط عشق خودش جور میشود
گاهی به هزار وصله ناجور میشود
(...)جان بساط عشق هر قشری تو دوره زمونه خودش پهنه. تا دیروز دیروزیا این سفره رو پهن کرده بودند و میخوردند ! حالا هم این امروزیا گلی به جمالشون. فقط خوبیش اینه که دیگه بهونه دست هیچ احد الناسی ندادن که ما رعایت عدل کردیم و حق به حق دار رسید ! آخه تو دوره زمونه ای که به کلاغ خبر چین جایزه میدن حرفی هم برا گفتن داری ؟ به قول مرحوم ! مقبور هایده ! هر چه بود گذشت !!!!!!
__________________________________
پاسخ مدير (...):
سلام دايي (...)! خودم و خودت رو عشق است. من و تو بخوايم سفرهي دلمون رو مثل بساط عشق اينها پهن كنيم، هميشهي خدا حرفهامون تومني دو زار با اينها فرق ميكنه. و خودت هم ميدوني كه حرفهامون از چه جنسيه. پس بذار با همونها حال كنيم كه دممون گرم كه منت احدي رو سرمون نيست و حق تابندهاي رو تا به حال نخورديم و در عين حال اگه كسي هم خواسته حقمون رو بخوره، رسما جرش داديم. دست آخر هم، اون كس ديگهايه كه برگزيدهها رو معلوم ميكنه. اون موقع ميخوام ببينم اين جماعت چيكارهند.
خودم و خودت رو عشقه!
يا علي…
+
نگاشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 6:30 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی
|
داستان جدید مرادی
پریروز که برای پیگیری یه خبر به موبایل مرادی زنگ زدم خودش ازم قول گرفت که هرچی میگه بین خودمون باشه و بعد از اون گفت که در راه فرودگاه، برای استقبال از یه مهمون خارجی ربوده شده و با وضع ناجوری در مناطق جنوبی تهران پیدا شده...

انگار یه پارچ آب تگری روی سرم ریخته باشن، هرچی می خواستم بپرسم یادم رفت...
دیروز هم یه سر رفتم وزارتخونه تا این اقدام تروریستی رو محکوم کنم و دیدم که همه از جزئیات ماجرا خبر دارن... امروز هم که خبرگزاری مهر از قول یه منبع آگاه که قطعا یکی از معاونان روابط عمومیه خبر رو منتشر کرد.
واقعیت اینه که دلم از رفتار و اقدامات مرادی خونه و تا خلعش از اداره کل روابط عمومی از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنم ولی واقعا نمیتونم ببینم که هنوز تصویه حسابهای شخصی از طریق روشهایی انجام میشه که آدم رو یاد فیلم «قیصر» کیمیایی میندازه...
البته مرادی به مبارزاتش با مفاسد اقتصادی اشاره کرد و علت ربوده شدنش رو این موضوع دونست ولی به هر حال امیدوارم تا این قضیه از سوی پلیس پیگیری بشه تا کسی نتونه از اون بهره برداری سیاسی کنه... حتی خود مرادی...
برای سلامتی مرادی دعا می کنم و امیدوارم زودتر خوب بشه تا بتونم مبارزات عقیدتی و فکری م رو باهاش ادامه بدم...
+
نگاشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 7:41 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی
|
|
نظري بر حاشيه هاي يک گزارش؛
دهنمکي را مي کشند و برايش گريه مي کنند!
دوشنبه شب به همراه چند نفر از دوستان، به پشت صحنه"اخراجي ها2" رفتيم و از نزديک شاهد يکي از ويژه ترين پلانهاي اين فيلم بوديم.گزارش مختصري از اين ديدار چند ساعته را براي خبرگزاري برنا تهيه کرديم که حاشيه هايي در پي داشت. |
|
دوشنبه شب به همراه چند نفر از دوستان، به پشت صحنه"اخراجي ها2" رفتيم و از نزديک شاهد يکي از ويژه ترين پلانهاي اين فيلم بوديم.
گزارش مختصري از اين ديدار چند ساعته را براي خبرگزاري برنا تهيه کرديم که حاشيه هايي در پي داشت. در يکي از پاراگراف هاي اين گزارش، جرياني را نقل کرديم که واقعيت داشت و نشان مي داد که در پروژه اخراجيها2، اثري از حيف و ميل بيت المال و هزينه پول هاي باد آورده و کلان نيست.
چند ساعت از انتشار اين مطلب نگذشته بود که خبر رسيد برخي بدخواهان، اين مطلب را يک کلاغ، چهل کلاغ کرده و به گوش آقاي کارگردان رسانده اند. يکي از دوستان زنگ زد و خبر از ناراحتي دهنمکي داد و گفت که به خاطر فشارهاي موجود، خبر را تعليق يا آن پاراگراف را حذف کنيد!
اگرچه بارديگر عوامل پيدا و ناپيداي مخالفت با موفقيت هاي ده نمکي که باعث افتخار فرهنگ و هنر متعهد در عرصه سينماست، دست به کار شده و پيروز شدند ولي ما به لطف خدا، به حمايت هاي خبري خود ادامه مي دهيم.
من هنوز معتقدم نبايد بگذاريم برخي سودجويان مثل روزنامه فرهنگي جديدي که به سردبيري چهره اي تلويزيوني منتشر مي شود، اول، مسعود ده نمکي را به نفع خود مصادره کرده و پس از آن سرش را ببرند و براي مرگش سياه برتن کرده و گريه کنند.
تا وقتي که مسعود ده نمکي دغدغه انقلاب و برو بچه هاي زجر کشيده جنگ را دارد متعلق به جريان خودي فرهنگ و هنر انقلاب است و ما به عنوان سربازي کوچک در عرصه رسانه، تا آخرين لحظه حمايتش مي کنيم و با موفقيت هايش، قلبمان شاد مي شود.
و اين خاري باشد برچشمان حاسداني که پيش از اين اميد داشتيم با پخش اخراجي ها در تلويزيون شاهد سوختنشان مقابل صدا و سيما باشيم!
+
نگاشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 8:21 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی
|
|
نکته نشست وزير آموزش و پرورش با رسانهها...
مهماني بدون ميزبان برگزار شد
نشست رسانه اي وزير آموزش و پرورش با دبيران اجتماعي رسانههاي گروهي در حالي برگزار شد که ميزبان حضور نداشت. |
|
به گزارش سرويس اجتماعي برنا، نشست صميمانه وزير آموزش و پرورش با دبيران اجتماعي رسانهها ديروز در باشگاه فرهنگيان در حالي برگزار شدکه احمد مرادي مديرکل روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش در آن حضور نداشت.
اگرچه مرادي در تماس خبرنگار ما با وي، دليل نيامدنش را کسالت جسمي عنوان کرد ولي منابع آگاه دلايل مختلفي را براي عدم حضور او ذکر مي کنند.
گزارش خبرنگار برنا مي افزايد: با توجه به انتقادات متعدد خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش به وضعيت نابسامان روابط عمومي و به علت رسمي نبودن مرادي، احتمال تغييرات در اداره کل روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش دور از ذهن نيست.
گفته شد: با توجه به قراردادي بودن مرادي و موانع قانوني موجود، تا به حال حکم مديرکلي مرادي از سوي وزير امضا نشده و اقدامات وي خصوصا در زمينه امور مالي در اين پست از لحاظ قانوني زير سوال است.
+
نگاشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 9:6 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی
|
یه بار دیگه از کنار خزر در حالی به شبکه جهانی وصل شدم که چند روزه از تهران به هوای چند قطره بارون زدیم بیرون ولی خبری نشد...
الان ۵ روزه که اینجاییم ولی هر روز آفتاب قوی تر میشه...خدا رو شکر...
حالا که شنیدم تهران داره بارون میاد به منزل گفتم جمع و جور کنید تا بریم... راستش کاسه مرخصی هم لبریز شد... بچه های سرویس هم زیادی کیفور شدند...!
+
نگاشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 10:23 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی
|
تبریک به برادر صمدی...

دیشب در تالار وحدت محمدعلی صمدی در جشنواره مطبوعات و خبرگزاری ها، رتبه دوم گروه ويژه (شش دهه پايداري در برابر اشغالگري) از خبرگزاري فارس را به دست آورد.
+
نگاشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 7:43 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی
|
|
این خبر در برنا نیوز درج و پس از ساعتی اصلاح شد...
به بهانه ساخت مستندهاي اخيرش صورت گرفت؛
توهين «ابوطالب» به مجلس و دولت
سعيد ابوطالب نماينده مجلس شوراي اسلامي در دوره هفتم طي گفتگو با يک دوهفته نامه فرهنگ ورزشي، به توضيحاتي درباره فيلمهاي مستندش از پارلمان پرداخت. |
|
به گزارش سرويس هنري برنا، سعيد ابوطالب که در دوران نمايندگي اش در مجلس هفتم تصميم گرفت با ساخت يک مستند به فعاليت هاي فيلمسازي اش ادامه دهد، در گفتگويش با دوهفته نامه مشق آفتاب به شدت، از مجلس انتقاد کرده و سعي داشته ذهنيت مردم در مورد اين نهاد تاثيرگذار را تخريب کند.
ابوطالب که مستندهاي پارلمان ايراني، تنفس در 9/7 و يک مستند کوتاهتر براي نمايش در جمع نمايندگان و خبرنگاران را کارگرداني کرده در قسمتهاي مختلف گفتگويش به تخريب ذهنيت عمومي پيرامون مجلس شوراي اسلامي پرداخت.
در بخشي از اين گفتگو آمده است: ما تصويري از مجلس و در واقع همه ارکان حکومت ساخته ايم که تصوير کاملي نيست... وقتي يکي دو سال در مجلس بودم ديگر مطمئن شدم تصويري که مردم از مجلس دارند با واقعيت مجلس دو تا است.
در جاي ديگري مي خوانيم: خيلي از نمايندگان مجلس مي فهمند که مجلس در جايگاه واقعي خودش نيست و افول کرده(!) افول قدرت مجلس هم برمي گردد به رفتار خود نماينده ها و رفتار قواي ديگر که در اين فيلم به آن پرداخته ايم. وقتي نماينده مي گويد اين مجلس ديگر خانه مردم نيست و در راس امور نيست...
ابوطالب در جاي ديگري از اين گفتگو با اشاره به هيات رييسه مجلس مي گويد: به نظرم هيات رييسه مجلس هفتم کوتوله بود. اجازه تذکر نمي داد. ميکروفن ها را قطع مي کرد و...اين برخورد، صحن را ضعيف کرد(!)
اين مستند ساز در جاي ديگري از اين گفتگو خود را از نيروهاي مستقل مجلس دانسته و گفته است:اگر شما ملاک اصولگرايي را احمدي نژاد مي دانيد، من قطعا اصولگرا نيستم.
ابوطالب همچنين مقدار دريافتي نمايندگان را يک ميليون تومان ذکر کرد و دريافت حقوق پس از دوران نمايندگي را شايعه اي دانست که واقعيت ندارد.
گفتني است سعيد ابوطالب که چندي قبل از برگزاري انتخابات مجلس هفتم از اسارت چند ماهه آمريکايي ها در عراق آزاد شده بود به علت دلسوزي مردمي براي او و همراهش در يک ليست انتخاباتي قرارگرفت و از طرف مردم تهران به مجلس راه يافت.
او هم اينک به فيلمسازي (برنامه سازي تلويزيون) مشغول است و مستندهاي پارلمان ايراني را براي شبکه پرس تي وي و تنفس در 9/7 را براي دل خودش ساخته است. البته ابوطالب اذعان دارد که براي ساخت اين فيلم و فيلمبرداري در صحن علني مجلس از هيات رييسه مرخصي گرفته است.
توهين هاي ابوطالب به مجلس و دولت در حالي منتشر شده است که برخي، اقدام يک فيلمساز مجلس ششمي براي ساخت يک فيلم تبليغات انتخاباتي را زير ذره بين قرارداده و بر روي آن مانور مي دهند.
+
نگاشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 15:0 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی
|

شايد براي بازديد کنندگان ازغرفه عکس ايرنا در نمايشگاه مطبوعات جالب باشدکه ببينندجوان لاغر اندامي که 26سال پيش به عنوان فرماندارخوي کارخانه بستهبندي را در اين شهر افتتاح مي نمايد همان فردي است که امروزبه عنوان رييس جمهور70ميليون ايراني،دهها طرح وپروژه عظيم عمراني راافتتاح مي کند. |
|
" احمدي نژاد 26 سال قبل" عنوان يکي از عکسهاي خبري ايرنا است که در پانزدهمين نمايشگاه مطبوعات به نمايش در آمده است.
اين عکس در 18 بهمن ماه 1361 از احمدي نژاد در شهرستان خوي گرفته شده؛ وي در آن زمان فرماندار 26 ساله شهرستان خوي بود.
احمدي نژاد که در اين عکس به همراه استاندار وقت آذربايجان غربي (عليرضا شيخ عطار که در حال حاضر سفير ايران در آلمان مي باشد) در حال افتتاح يک کارخانه بستهبندي است.
اين عکس که در ورودي غرفه خبرگزاري جمهوري اسلامي در قالب پوستري به نمايش درآمده ،نگاه هر بيننده را در بدو ورود به سالن نمايشگاه مطبوعات ميربايد؛ بازديدکنندگان دقايقي را در برابر اين پوستر درنگ ميکنند و پس از آنکه از اين عکس رييس جمهور، عکس يادگاري ميگيرند، بازديد از نمايشگاه را آغاز مي کنند.
اين عکس، يکي از 128 عکسي است که خبرگزاري جمهوري اسلامي در نمايشگاه پانزدهم در معرض بازديد قرار داده است.
+
نگاشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 14:42 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی
|