تبليغاتX
یادداشتهای میثم رشیدی مهرآبادی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
بدون تو سنگم ، کنار تو ابرم
بذار تا گریه کنم ، سر اومده صبرم

اگه یه روز مردم ، بیا و گریه کن و
یه شاخه نیلوفر ، بذار روی قبرم...

+ نگاشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 6:51 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ساعاتی پیش اخراجی ها ۲ در سینمای مطبوعات و رسانه ها با حضور دهنکی نمایش داده شد.

فیلمی قوی با تروکاژهای رایانه ای بسیار حرفه ای که بیننده رو تا آخر فیلم روی صندلی میخکوب می کنه و می خندونه.

راستش کل انگیره ام برای شرکت در جشنواره و دیدن فیلمهاش، دیدن اخراجی ها ۲ بود. چون پشت صحنه ش رو دیده بودم و میخواستم ببینم چطوری از آب در میآد.

اخراجی ها۲ هیچی نباشه یه فیلم قوی در هجو بعثی ها و منافقینه که تونسته با کمک طنز، اونها رو تو چشم بیننده به خاک سیاه بنشونه.

استقبال از اخراجی ها۲ در سینماهای فرهنگ و جوان که بالای شهر هستن و مخاطبین خاصی دارن نشون داده که این فیلم هم موفقه.

دیشب در جلسه مطبوعاتی فیلم متاسفانه تعدادی از رسانه های دولتی هم به ارائه نظرات سست و بی پایه خودشون پرداختن و آبرومون رو بردن! از جمله نماینده خبرگزاری برنا که رسانه اش کمر به مخالفت احمقانه با دولت نهم بسته!!!  

پی نوشت:

- موی دماغم کنده شد. همان که اذیتت می کرد!

- حس عجیبی دارم. این بار همه چیز واقعیه... هم میترسم و هم امیدوارم... امید به درست شدن همه چیز... فقط به خاطر تو...

- یاد اکران خصوصی اخراجی ها افتادم... سینمای اریکه ایرانیان...

 

+ نگاشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 5:49 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

هشتمين شماره گزارش جامعه منتشر شد

گزارش جامعه -8

در اين شماره مطالب متنوعي درباره دولت نهم، جنگ غزه، جشنواره فيلم فجر و ... برايتان تدارك ديديم.

+ نگاشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 7:41 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ديروز (۱۲ بهمن)يكي از دوستان رسانه اي از بيماري صعب العلاج پدرش خبرداد و اينكه شايد فقط ۵۰۰ نفر در كل ايران به آن مبتلا باشند. پدر دوستم را مهمان كنيد به يك صلوات و يك حمد شفا...

 :  :

ديروز (۱۲ بهمن) در سينماي رسانه ها (فلسطين)دو فيلم ايراني وقتي همه خوابيم از بهرام بيضايي و سوپراستار از تهمينه ميلاني اكران شد. توضيحاتش بماند براي فرصت بعد ولي علي الحساب اينكه حيف شد با نمايش فيلم بيضايي، لذت تماشاي ساير فيلمها در ادامه جشنواره را از ما گرفتند!!!

+ نگاشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 1:27 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
قبل از هر چیز، آغاز دهه فجر مبارک...

هر سال با اومدن این روزها حس و حال عجیبی بهم دست میده که واقعا قابل بیان نیست.

بالاخره جشنواره فیلم فجر، دیروز با نمایش «هر شب تنهایی»ساخته رسول صدر عاملی در سینما رسانه ای ها (فلسطین) شروع شد.متاسفانه امکانات اینترنت سینما به رغم قولی که داده بودن اماده نبود تا گزارشها رو لحظه به لحظه ارائه بدم!

 

كارگردان فيلم «هر شب تنهايي» در نشست خبری این فیلم گفت: سالي 15 ميليون نفر به مشهد، كربلا و مدينه مي‌روند و بخشي نيز آرزوي رفتن را دارند. در دنيا نيز عده‌اي نيز به كليساي نوتردام و واتيكان مي‌روند. بحثم در اين فيلم، اين بود كه به موضوع زائر بپردازم كه خيلي سخت بود. چون بايد در ذهن و روح و روان يك زائر برويم كه بدون معجزه، به يك حال خوب مي‌رسد.

صدرعاملي در مورد سفارشي بودن اين فيلم گفت: ساخت اين فيلم سفارش شده است اما ما آن را سفارشي نساختيم. بايد براي ديدن اين فيلم كمي آرامش و متانت و صبوري داشت. تمام عوامل اين فيلم با هم عهد بستند تا اين فيلم به خوبي ساخته شود.

کاتین هم از کشور لهستان دیگر فیلمی بود که نظر حاضران را به خود جلب کرد.

«كاتين» قصه قتل عام گروهي از افسران ارتش لهستان در دوران جنگ است كه پدر وايدا (کارگردان) هم يكي از آنها بود. آن زمان وايدا فقط سيزده سال داشت و خاطره كمي از آن رويداد و پدرش دارد. با اين حال فيلم قصه زنگي پدر فيلمساز را تعريف نمي‌كند.

«كاتين»‌توسط بهترين و بزرگ‌ترين فيلمساز سينماي لهستان ساخته شده و به نظر مي‌رسد كه كسي جز او، نمي‌توانست اين رويداد پر درد و رنج تاريخي كشور را تبديل به فيلمي هيجان‌انگيز كرده و بينندگانش را شگفت‌زده ‌كند.
سكانس قتل عام افسران يكي از بهترين سكانس‌هاي جنگي تاريخ سينما و به شدت دردناك است.
دوربين وايدا اين صحنه‌ها را به گونه‌اي ضبط كرده است كه لحني مستند گونه دارد و تماشاچي را همراه خودش به دل آن رويداد مي‌برد. تماشاي اين صحنه ها و همراهي با آن رويداد براي هر تماشاگري دردآور است.

پی نوشت:

- نظم سینمای رسانه به شدت بالا بود و قبل از ورود به سینما و سالن ۲ بار کارتها با دستگاههای رمز خوان کنترل می شد.

- فقط در چند دقیقه اول فیلم «هر شب تنهايي» اختلالی در صدا پیش اومد که به زودی رفع شد و در پخش سایر فیلمها هیچ مشکلی وجود نداشت.

-امسال خانمهای آنچنانی با قیافه های خاص هم کمتر دیده می شن.

+ نگاشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 7:23 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شماره سوم نشریه تخصصی تاریخ معاصر با نام یادآور مربوط به نام و یاد جلال آل احمد بود که با مطالب و عکسهای بی نظیری منتشر شد و در کیوسکهای مطبوعاتی قابل تهیه است. خواندنش را توصیه می کنم و خدا قوت می گویم به برادر کایینی که تلاش زیادی برای آن متحمل شد.

تنوع مصاحبه شوندگان از جمله مزیتهای این نشریه تاریخی است.

 

 

+ نگاشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 1:16 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
وقتي يه رسانه به يه اداره تبديل بشه، بهتر از اين  نميشه! خبرگزاري ايرنا در آرشيو خودش خبري رو درباره جريانات انقلاب در ده بهمن ۱۳۵۷ پيدا نكرده!!! حتي زحمت هم نكشيده كه اين روز بي خبر(!) رو از ليستش برداره. متن زير عين مطلب مندرج در اين خبرگزاريه...

در آستانه سي امين سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامي ، آن دسته از "اخبار انقلاب" که از سوي خبرگزاري پارس در 30 سال پيش منتشر شده است را مرور مي نماييم که در اينجا اخبار يکشنبه 10 بهمن 1357 برابر با اول ربيع الاول 1399 قمري ارائه مي گردد.
************************************************************
* اخبار انقلاب امروز در آرشيو ايرنا موجود نمي باشد

لينك سايت رو هم در اينجا ببينيد

+ نگاشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 7:26 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
امروز اولین سالگرد وفات مادربزرگ بود. همه دوباره بر سر مزارش جمع بودیم، الا آنهایی که هیچ موقع نیستند! انگار همه مان را دید و به خوبی پذیرایی کرد. روحش شاد. این روزها جای هیچ چیز را به اندازه بزرگانی که پای صحبتشان بنشینم و درددل کنم خالی نمی بینم...

بی زحمت به یک صلوات مهمانش کنید!

مادر مدينه

- پ.ن:وضعیت ترافیک بهشت زهرا در روزهای تعطیل خیلی خرابه و مسئولین باید هر چه زودتر یه فکری بکنن. پارک دوبله و  بیتوجهی به حق تقدم مشکل ترافیکی این شهر کوچک رو خیلی حاد کرده!

+ نگاشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 12:28 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
چند روزیه که از محله تهران نو به شهرک شهید محلاتی نقل مکان کردیم. با اینکه ۱۸ سال پیش وقتی که هنوز شهر شادی یا مینی سیتی برچیده نشده بود به این محل اومده و همه مشکلات اینجا رو چشیده بودم ولی این بار انگار یه حس جدید داشتم.

۱۸ سال پیش نه آبی بود و نه برقی... نه اینکه کاملا نباشه بلکه روی بودنش اصلا نمی شد حساب کرد. آب  توی لوله ها برای آشامیدن، مناسب نبود و باید آب رو با دبه های ۲۰ لیتری از مرکز شهر می آوردیم. امکانات شهری به شدت ضعیف و کم بود و حتی نماز جماعت در یه چادر جنگی برپا می شد... تا اینکه ۱۱ سال بعد از اون خانواده ای به شهرک اومدن که مسیر زندگی م رو عوض کردن...

بعضی اوقات برای اونهایی که خونه دارن و مجبورن سالیان طولانی یه محله رو تجربه کنن، دلم می سوزه و از خدا می خوام که لذت هجرت رو ازم نگیره. اگر چه هجرت امسال من رو از چیزی که خیلی دوستش داشتم دور کرد.

از هرجای تهران به گوشه شمال شرقی که نگاه کنی گنبد آبی رنگ بزرگی رو می بینی که قرار زیرش تبدیل به یه حسینیه در کنار مقبره الشهدا بشه. خونه ما قدری از این گنبد بزرگ بالاتره...

- چند دقیقه قبل که برای نماز صبح بیدار شدم، پرده اتاق رو کنار زدم و ناگهان با دیدن برفی که روی ماشینها نشسته بود شوکه شدم. اما روی زمین خبری از برف نبود! یاد خاتون افتادم که غالبا دلش لک میزنه برای برف و بارون!!!

+ نگاشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 6:8 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |