تبليغاتX
یادداشت های میثم رشیدی مهرآبادی - امروز بهار است...

امروز بهار است

طرح جمع آوري متكديان در تهران

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته بود:
 من کور هستم لطفا کمک کنید.
روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت. نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او هم سکه ای داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آنروز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلو خوانده می شد:
 امروز بهار است، ولی من نمی توانم آن را ببینم!!!
     وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است ... لبخند بزنید
+ نگاشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 23:51 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |